درباره نشریه

اول دفتر به نام ایزد دانا    صانع پروردگار حی توانا

 

یادداشت سردبیر

اولین شمارهی مجله دانشکده علوم‌تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه شهید چمران با عنوان "مجله‌ علوم‌تربیتی جندی شاپور" در سال 1351 منتشر گردید. از آن تاریخ تاکنون این مجله علمی- پژوهشی چند دوره را پشت سرگذاشته است:

دوره‌ی نخست از سال 1351 تا 1354 که چهار شماره به چاپ رسید.

دوره‌ی دوم از سال 1366 تا 1369 تحت عنوان "مجله‌ علوم‌تربیتی و روان‌شناسی" و طی آن دوره چهار شماره منتشر شد.

دوره‌ی سوم از سال 1373 تا سال 1387 تحت عنوان "مجله‌ علوم‌تربیتی و روان‌شناسی" که به مدت چهارده سال و هر سال به طور متوسط 4 شماره و در هر شماره 7 مقاله به چاپ رسیده است.

دوره چهارم از سال 1387، براساس سیاست ابلاغی مدیریت محترم امور پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مجله به صورت تخصصی اما به صورت مشترک دو شماره در سال مجله علوم تربیتی و دو شماره مجله روانشناسی انتشار یافته است.

دوره پنجم از بهار 1388 تحت عنوان مجله علوم تربیتی "مجله علوم‌تربیتی و روانشناسی"  به صورت مستقل چهار شماره در سال منتشر گردید.

دوره ششم از سال 1389 به بعد بر اساس سیاست فوق مجله کاملاَ به صورت تخصصی در حوزه علوم تربیتی متمرکز گردید و تحت عنوان "مجله علوم‌تربیتی" انتشار یافت.

در مجموع دوره‌ی عمر مجله 423 مقاله، گزارش علمی، نقد کتاب و مقالات علمی منتشر گردیده است. مروری بر تاریخچه‌ی 38 ساله‌ی مجله گویای جایگاه وزین آن در نشر و اشاعه‌ی اندیشه‌های نوین‌ تربیتی و روان‌شناسی در بین نشریات علمی و دانشگاهی کشور است. بدون تردید چنین سرمایه علمی، که مرهون تلاش و کوشش مدیران مسئول و سردبیران و اعضای هیأت تحریریه مجله و دیگر دست‌اندرکاران در دوره‌های ذکر شده می‌باشد، بیانگر عزم جدی و همت والای اعضای هیأت علمی دانشکده علوم‌تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه شهید چمران برای توسعه کمی و کیفی علوم‌تربیتی در کشور است.

مجله علوم تربیتی در راستای اهداف حرفه ای خود، به نشر یافته ها و نتایج پژوهش ها و دیدگاههای پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت و گرایش های وابسته، از جمله فلسفه تعلیم و تربیت، تاریخ تعلیم و تربیت، روانشناسی تعلیم و تربیت، جامعه شناسی تعلیم و تربیت، اقتصاد تعلیم وتربیت، مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، برنامه ریزی درسی، تکنولوژی آموزشی، پرداخته است. طی سالهای متمادی انتشار مجله، پژوهش های تحلیلی، تفسیری، توصیفی، تاریخی، آزمایشی، و همینطور پژوهش هایی که با شیوه های پژوهشی آمیخته انجام شده اند، مورد استقبال اعضای محترم هیات تحریریه قرار گرفته است. اعتقاد بر این است که تبیین و تحلیل پدیده های انسانی، بویژه در حوزه تعلیم و تربیت، مستلزم به کارگیری روش شناسی های گوناگون و مناسب است. به همین منظور اعضای محترم تحریریه مجله تلاش می کنند در هر شماره ترکیبی از مقاله های کیفی و تحلیلی در کنار مقاله های کمی و آمیخته چاپ و منتشر شود.

در شماره حاضر مقالاتی در حوزه آموزش و پرورش دبستانی به چاپ رسیده است. زیرا اعتقاد راستین مجله آنست که کودکی اوّلین و مهمترین دوره ی زندگی آدمی است . در این دوره کودک برای نخستین بار با طبیعت رابطه برقرار می کند، روابط اجتماعی خود را بنا می نهد وبه مفهومی از خود دست می یابد. از آن جا که دراین دوره ساختار شخصیتی و رفتاری انسان بنیان گذاشته می شود ، دوران کودکی را دوران سرنوشت ساز و مثبت دانسته اند . آموزش در دوران اولیه ی کودکی مورد توجّه و علاقه ی طیف وسیعی از صاحبنظران تعلیم و تربیت ، جامعه شناسان ، روانشناسان ، فلاسفه ، فیزیولوژیست ها و سرانجام بسیاری از دست اندر کاران حرفه های گوناگون بوده است.

پژوهش های علمی ، اهمیّت آموزش در دوران کودکی را از دو جنبه مورد نظر قرار داده اند یکی حساسیت و سهولت اثر پذیری کودکان از محیط های آموزشی می‌باشد و دیگری دوام تأثیرات و عمق یادگیری های آنهاست . یعنی یادگیری های اولیّه زمینه های مناسبی برای کسب تجارب بعدی کودکان فراهم می آورند و آنچه در سنین اوّلیه و پیش دبستانی آموخته می شود هم پایداری و دوام بیشتری دارد وهم تخریب واز بین بردن آن مشکل تر است که در این باره چنین آمده است:(اَلعِلمُ فی الصِّغرِ کالنَّقشُ فی الحَجَرِ )

لذا در این شماره مقالاتی در حوزه های کیفی –تحلیلی و کمی و تجربی در رابطه با آموزش و پرورش دبستانی با اولویت مباحث مرتبط با مهارت های زندگی، تربیت شهروندی، خلاقیت دانش آموزان، کاهش خشم و پرخاشگری و افزایش مهارت های اجتماعی و حل مسئلۀ دانش آموزان پرخاشگر ، تعامل معلم و دانش آموز، ارزشیابی معلم از دانش آموز و اثر بخشی روش های آموزش بر عملکرد مهارت انشاءنویسی دانش آموزان برای علاقمندان به چاپ رسیده است. در این رابطه آموزش مهارت‌های زندگی به دلیل نقش و اهمیت آن در تقویت رفتارهای سازگارانه و مثبت، و آماده کردن افراد برای مواجهه مؤثر با چالشهای زندگی از طرف نظامهای آموزشی رسمی مورد توجه قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان داده است که الگوی بهینه برنامه درسی مطلوب مهارت‌های زندگی برای دوره ابتدایی از نظر ساختار و سازماندهی محتوا بصورت تلفیقی، از نظر هدف مبتنی بر نیازهای روزمره دانش‌آموزان، از نظر محتوا و روش‌کاری، از نظر راهبردهای تدریس مبتنی بر مدل‌های تعامل اجتماعی و رشد ویژگی‌های شخصی، و از نظر ارزشیابی مبتنی بر روشهای کمی و کیفی بررسی عملکرد دانش‌آموزان می‌باشد.

در ادامه رویکرد پیشرفت گرای تربیت شهروندی ودلالت های مهم آن برای برنامه درسی  بحث شده است. مهم ترین یافته های این مقاله آنست که  به مولفه های تربیت شهروندی پیشرفت گرا در برنامه درسی کشور ایران کم توجهی صورت گرفته است. در همین زمینه در مقاله دیگری نظر به اهمیت خلاقیت ، تاثیر آموزش خلاقیت به کودکان دبستانی براساس الگوی پلسک و روش اسکمپر در  4 گروه آزمایشیٍ، محتوا خلاق-روش خلاق، محتوا خلاق-روش عادی، محتوا عادی-روش خلاق ومحتوا عادی -روش عادی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج حاصل از آزمون تحلیل کواریانس وتحلیل واریانس حاکی از وجود تفاوت معنادار بین نمره خلافیت گروه‌ها بود به گونه ای که گروه های محتوا خلاق ، روش خلاق وتعاملی (روش و محتوا خلاق)، دارای عملکرد خلاق بیشتری بودند.

در ادامه مقالات، مساله تأثیر مداخلۀ شناختی–رفتاری کلاس-محور بر کاهش خشم و پرخاشگری و افزایش مهارت های اجتماعی و حل مسئلۀ دانش آموزان پرخاشگر بررسی شده است. نتایج به دست آمده تأثیر مثبت معنادار مداخله را در مهارت های حل مسائل، مؤلفه های مهارت های اجتماعی (خویشتن داری و رفتارهای برون سازی شده)، پرخاشگری، پرخاشگری واکنشی، پرخاشگری پیش کنشی، خشم صفت، خشم بیرونی و کنترل خشم نشان می دهند. تأثیر مداخله در خشم درونی معنی دار نبود. در ضمن، پس از کنترل پیش آزمون و اثر مداخله، پس آزمون ها در بین کلاس ها متفاوت بودند. همچنین، آموزگاران کاربرد این برنامه آموزشی را بسیار مؤثر و مفید ارزیابی کردند.

 

علاوه بر تربیت شهروند و خلاقیت و مهارتهای اجتماعی، موضوع وضعـیت تعامل کلامی بیـن معلـمان –  دانش­آموزان دوره­ی ابتدایی در جریان تدریس و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نیز حایز اهمیت می باشد. نتایج این مقاله حکایت از آن دارد که از کل جریان تعاملی کلاس به هنگام تدریس ، بیشترین سهم مربوط به سخنرانی و توضیحات درس از سوی معلم و کمترین سهم مربوط به درک و قبول احساس فراگیران از سوی معلم بوده است. بین مولفه های تعاملی معلم- دانش آموزان در جریان تدریس با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه­ی معناداری وجود داشت.

در دیگر مقالات این شماره، به منظور آگاهی از راهکارهای ایجاد فضای با نشاط یادگیری و انگیزشی در دانش آموزان ابتدایی، مساله عملکرد اجرای طرح ارزشیابی توصیفی در کاهش اضطراب دانش آموزان و اثربخشی  روش های آموزش ویژه کلاسی و غیر کلاسی بر عملکرد مهارت انشاءنویسی دانش آموزان بررسی شده است. نتایج حاصله از اجرای طرح ارزشیابی نشان داد بین میزان اضطراب امتحان دانش آموزان با توجه به نوع ارزشیابی (توصیفی یا ملاک نمره ای) تفاوت معناداری وجود دارد و ارزشیابی توصیفی در کاهش میزان اضطراب امتحان دانش آموزان مشمول این طرح تأثیر مثبت داشته است.همچنین، مطالعه تجربی (آزمایشی) در رابطه با مقایسه اثر بخشی روش های آموزش ویژه کلاسی و غیر کلاسی بر عملکرد مهارت انشاءنویسی دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی نشان داد که آموزش مهارت‌های انشاء نویسی در ارتقاء و بهبود کیفیت انشاء دانش آموزان دختر موثر بوده است .

در این شمارهی مجله بسیاری از همکاران و استادان علوم‌تربیتی از دانشگاه‌های مختلف کشور، در امر ارسال مقالات، داوری و ویراستاری، همکاری داشته‌اند که به این وسیله از همهی آنان قدردانی به عمل می‌آید. همچنین از زحمات اعضای محترم هیأت تحریریه مجله، مدیر داخلی و کارشناسی مجله، مدیریت پژوهشی و فناوری دانشگاه و مدیران چاپ و انتشارات دانشگاه شهید چمران صمیمانه سپاسگزاری میشود.

 

با سپاس

دکتر یداله مهرعلی‌زاده

سردبیر مجله علمی- پژوهشی علوم‌تربیتی

دانشگاه شهید چمران اهواز